شاعر دنیا، من اگه بودم آغاز شعرم، با کلام پدرم بود تشنه تو صحرا، من اگه بودم آب حیاتم توی دست پدرم بود وای اگه گندم،پوست تنم بود اون که با دستاش، منو می کاشت پدرم بود ریشمو تو خاک اگه می ذاشت پدرم بود پدر جونه، پدر روحه، پدر دینه و ایمونه پدر خسته، پدر بیزار،از این دنیای دیوونه از این دنیای دیوونه از این دنیای دیوونه پدر نوره، پدر امّید، پدر عشقه که می مونه پدر خندون، ولی گریون، از این دنیای دیوونه از این دنیای دیوونه از این دنیای دیوونه
یه کم دیر شده ولی بعد از چند تا امتحان بالاخره امروز وقت کردم بیام
این پست مخصوص مادرای مهربون و مادر خودم که یه عالمه دوستش دارم
روز مادر مبارک
تـــاج از فـــرق فلـک بــــــــــرداشتن تا ابـــد آن تـــــاج بــــرســــر داشتـن در بـهشـت آرزو ره ِيــــــــــــــافتـــــن هـــر نفس شهدي به ساغر داشتـن روز در انــــواع نعمت هــا و نــــــــــاز شب بتي چــون مـاه در بـــــر داشتن جــــاويدان در اوج قــــــدرت زيستـــن ملــــک عـــــالــم را مسخــر داشتـن بر تو ارزاني که مـــا را خوشتر است لــــذت يک لحضــــه مــــــادر داشتن
ميدوني كه هميشه با مني.... ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه
آخه تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من.... براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه
كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم... آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم دوری کسی که به اندازه همه چیز دوستش دارم... یه نگاه به عکست میکنم ... صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همه ی اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق
به عشق و به تو.....آره...به تو.... اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
مهم نيست فردا چی ميشه (مهم اينه که امروز دوست دارم) مهم نيست فردا کجايی (مهم اينه که هرجا باشی دوست دارم) مهم نيست که تا ابد با هم نباشيم (مهم اينه که تا ابد دوست دارم) مهم نيست قسمت چيه ( مهم اينه که قسمت شد دوست داشته باشم)
امشب گفتم چند بیت از مریم حیدر زاده بذارم. امیدوارم خوشتون بیاد
مخصوصا تو دردونه
دوستت دارممممممم یکی یه دونه
بهونم ، چند تا سلام کنم جوابمو می دی ؟ ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی ؟ نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم فدای چشات ، تو که از خط من نلرزیدی بیقراری مث موهات تو دلم موج می زنه می دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدی وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید
نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی من فدای رگه های ناز چشم روشنت چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی حق داری بخندی و راستی دستت درد نکنه سر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدی راستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودم من می خواستم بمیرم پیش چشات ، خودت دیدی ؟ چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنی این دفه درباره ی من چه چیزایی شنیدی جوابی که داده بودم ، به خودم ، دیشب رسید دوست ندارم بدونن جواب به نامه م نمی دی تو رو جون آسمون به غیرتت بر نخوره نکنه اینجا به بعد و نخونی ، چون رنجیدی رنگ خونه چشام از بس که تو رو ندیدمت مث تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی یه روزایی دیدنت چاره ای داشت ، دعا می خواس حالا نه دعا واسم فایده داره ، نه امیدی خورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابه آخه تو به جای اون هم روز و هم شب تابیدی ببینم تعارف و یه دیقه گذاریم کنار اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ، دزیدی ؟ آره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیر مث نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدی تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا حتی بشنو اگه تو به یکی شون رسیدی می میره ، اما واسه خوشیت دها ها می خونه راس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی ؟ بگذریم خلی نوشتم ، زحمتت نبود بخون معذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دی ماهی که با این که اسفنده ، ولی دود نمی شه همیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدی از خودت مواظبت کن هر جوری که دوس داری مجنونت ، یا دوونت ، هر لقبی پسندیدی